اگر فرض بگیریم
فقد فرض بگیریم و نه اینکه قبول کنیم
اگر فرض کنیم چیزی به اسم تناسخ وجود داره و ما بارها و بارها به دنیا میایم ... تصور کن اگر دلیل اومدنت به این زندگی این باشه که فلان معایب رفتارت رو رفع کنی و بهترین و پسنده ترین رفتار از نظر دل خودت رو جایگزینش کنی
بعد اینکارو نکنی ؟!!!!!
و با همون عیب زندگیتو تموم کنی و دوباره به دنیا بیای تا روی همون عیبت کار کنی و باز از دنیا میری ... و باز به دنیا میای برای همون عیب ... جدای از اینکه تو خودت از حاصل دست رنج این آفت خودت چه سختیا و رنج هایی که متحمل نمیشی
مثلا 850 سال زندگی کنی که بلاخره حسادت رو از وجودت رفع کنی و یا بعد 900 سال زندگی هنوز نتونی رو شرارت و بدخواهیت کنار بذاری
یادت میره و بارها و بارها یادت میره برای چی اومدی این دنیا
یادت میره از خودت بپرسی اومدی درگیر چی بشی ؟ امدی در گیر خوشی و خوش گذرونی بشی همش ؟ اومدی درگیر اعتیاد بشی ؟ اومدی درگیر شرارت و بدخواهی بشی ؟ اومدی درگیر کینه بشی ؟ اومدی درگیر نفاق بشی ؟ اومدی از اینی که هستی جای پیشرفت پسرفت کنی ؟ اومدی خواسته روحی و قلبیت رو فراموش کنی و لگد بزنی بهش که 1200 سال دیگه بتونی به یادش بیاری ؟ !!!!
لطفا به یاد بیار که با هیچکس نمی تونی بجنگی ... با هیچکس
جنگ تو با خودته
اگر جایی از حرفام تو رو گرفت و برات تلنگری بود مهم نیست اونو از کی شنیدی یا من کی هستم
بنظرم هیچ انسانی نیاز به راهنمایی نداره ... همه ما حتی گمراه ترینمون میدونه چی درسته و چه انتخابی باید انجام بده که زندگیش انطور که خواسته روحیشه پیش بره ... فقد زیاد خودمون به خواب زدیم
من حتی اگر اعتقاد نداشته باشم قانون نیوتن رو ... سیب وقت انداختن ... به دلیل جاذبه زمین می افته
هر آدمی ناگزیر از بازگشت به اصلشه .... اگر اعتقادم نداشته باشی به اصلت... ناچارا در نهایت تو به اونچه که باید برگردی بر میگردی
پس چه بهتر الان درگیری هات رو رفع کنی و راهت رو همون طوری بری که مجبوری 1200 سال دیگه هم در نهایت بری
برچسب: تکرار,
نویسنده: پارسا توکلی