
فقد یک شنونده خوبمیتونه "معشوقه "باشهو از معشوقه بودن لذت ببره ...فقد یک شنونده خوب ....
ادامه مطلب
اگر فرض بگیریم فقد فرض بگیریم و نه اینکه قبول کنیم اگر فرض کنیم چیزی به اسم تناسخ وجود داره و ما بارها و بارها به دنیا میایم ... تصور کن اگر دلیل اومدنت به این زندگی این باشه که فلان معایب رفتارت رو رفع کنی و بهترین و پسنده ترین رفتار از نظر دل خودت رو جایگزینش کنی بعد اینکارو نکنی ؟!!!!! و با همون عیب زندگیتو تموم کنی و دوباره به دنیا بیای تا روی همون عیبت کار کنی و باز از دنیا میری ... و باز به دنیا میای برای همون عیب ......
ادامه مطلب
حقیقتی محضست که شاعرانه بنظر می آید و آن اینست : تو ، جهان را غرق بوسه کرده ایی برای هر لحظه !!! جهان غرق آغوش ها و بوسه های مکرر توست من شاعر نیستم حقیقت به طرز لطیفی شاعرانه است...
ادامه مطلب
این فیلم میگه ، گاهی برای یک صحنه ساده دیدار کردن ، برای گفتن یک جمله به یک نفر .... ، ( که درس هایی برات داره ) چه جنگ هایی وجود داره و چه شفقت هایی میکنن خدمتگزاران برای این اتصالت ، که شاید تو اون رو در دنیای فیزیک با گفتن یک جمله ساده و یا یک لمس تجربه میکنینکات مهم و ارزشمند زیاد داره من به همین دو خط بسنده میکنم که حرف دلم رو زده باشم ...
ادامه مطلب
راه امشب میبرد سویت مرامیکشد در بند گیسویت مراگاه لیلا گاه مجنون میکندگرگ و میشِ چشم آهویت مرامن تو را بر شانه هایم میکشمیا تو میخوانی به گیسویت مرازخم ها زد راه بر جانم ولیزخمِ عشق آورده تا کویت مراخوب شد دردم دوا شد خوب شد دل به عشقت مبتلا شد ، خوب شد ... اثر : چهل تکه ...
ادامه مطلب
هیچ وقت با تمام وجودم « همه برگردیم » رو مث این روزها درک نکردم و هیچ وقت آنرا به وضوح امروز ندیدم وقتی تنهایی ... حتی بیداری با تنهایی جهنمه ... وقتی تویی که دلت برای عزیزانت میتپه اگر نباشن میبینی که همین حالا هم نیستن پیشت و تو دست روی دست میزاری میفهمی معنای « خانواده » رو نفهمیدی تو در تنهایی که خانواده نشدی هرگز نفهمیدی و فقط بار این اسم رو به دوش عواطف هیچ و پوچ کشیدی گاهی یک اتصال کافیست چقدر تو زمینه ساز این اتصال بودی و خودت رو برای بیداری آن ها منبسط نگه داشتی ؟گاهی یک اتصال کافیست ت...
ادامه مطلب
راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند گیسویت مراگاه لیلا گاه مجنون میکندگرگ و میشِ چشم آهویت مرامن تو را بر شانه هایم میکشمیا تو میخوانی به گیسویت مرازخم ها زد راه بر جانم ولیزخمِ عشق آورده تا کویت مراخوب شد دردم دوا شد خوب شد دل به عشقت مبتلا شد ، خوب شد ... اثر : چهل تکه Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
نه شعر میگم و نه رویاست : صدای من ... در می نَورد ... دیوار خانه ام را ... ا و به سادگی از شلوغی شهرم ...کشورم ... و زمین ِ کوچکم عبور می کند و قابلیت آن دارد به طور ساده تر ... از کهکشان و بزرگترین سیارات ...و انفجارها و تولدهای کهکشانی و هزاران دنیای موازی ناشناخته موجود ، به سادگی عبور کند ... و ناگهان صدای من ... در تهیت محض قرار می گیرد .... فقد ... و فقد ، به این دلیل که خواستار آن است که به "تو" برسد . ......
ادامه مطلب
هرگز از یاد نمیره ... !! در این دنیا ، روزهایی رو زندگی کردم که ، پرنسس وار راه رفتم و پرنسس وار خندیدم پرنسس وار اجتناب کردم ...، عاشقانه به همه چیز نگاه کردم ، و چه شب هایی را که مثل یک پرنسس خوابیدم و با تمام تلخی های این دنیا به اندازه یک ملکه در قلمرو پادشاهی * تو * خوشبخت بودم . ...
ادامه مطلب